از پوسته بزرگ آموزش آنلاین دیجی اکادمی رونمایی شد ...
021284284
0

روش تدریس فعال

این مقاله آموزشی جهت آشنایی  دانشجویان  آموزش مجازی در رابطه با  روش تدریس فعال ارائه گردیده است، امیدوار است کلاس های مجازی، آموزش های از راه دور، مقالات آموزشی، کتاب های معرفی شده و کلیه ی فعالیت های خدماتی ما برای شما عزیزان مفید واقع گردد.
نگاه کلی به اصول و فنون و روشهای
تدریس اعم از فعال و غیر فعال برگرفته از پیش فرضهای آموزش و پرورش هستند و این
پیش فرضها شامل اعتقادات و ارزشها، تجربه، تعقل و دستاوردهای علمی موجودند. در فرآیند
تدریس معلم باید بتواند تاکتیک هایی را برای ساده سازی موادآموزشی به کار برد تا
به یاد سپاری مطالب برای دانش آموز عمیق گردد. رمز این گونه یادگیری توجه به تفاوت
های فردی است که اساس آن کارآیی و اثربخشی معلم و در نتیجه بهره وری است. معلمی که
اطلاعات زیادی دارد اما نمی تواند تدریس را با شیوه ای درست انجام دهد، کارآیی
دارد ولی اثربخش نیست.
معلم اثربخش، کسی است که با
برنامه ریزی مناسب، می تواند زمان را در اختیار بگیرد وکارهایش را درست انجام دهد
و سؤالات ترغیبی چالش انگیز برای دانش آموزان ایجاد کند. چنین معلمی به نیازهای
یادگیرنده حساس و آنها را تشخیص می دهد. اهل تخصص، دانش و انعطاف پذیر است و با
توجه به نیازهای فردی دانش آموزان و حصول اطمینان از فهم مطالب ازسوی آنان می
تواند از روشهای مختلفی برای تدریس استفاده کند که یکی ازآنها روش تحقیق یا
کاوشگری است که منجر به تفکرخلاق و یادگیری پایدار ودرک و فهم وتجزیه وتحلیل می
شود که به دو صورت توصیفی ( نظرسنجی) و تحلیلی( روش آماری ) انجام می گیرد. در
پژوهش درستی یا نادرستی یک اندیشه یا فرضیه بررسی می شود. این روش این امکان را به
دانش آموز می دهد که بدون حضور معلم و استاد در باره ی یک موضوع یا مسأله تحقیق و
تفحص کند.
معلم با طرح یک مسأله،
انگیزه را در دانش آموز ایجاد کرده و وی را وادار به گردآوری اطلاعات می کند و بر
اساس همین اطلاعات فراهم شده قضاوت می کند. در این روش، مطالعه می تواند به صورت
گروهی یا مستقل انجام گیرد. از دیگر روشهای فعال می توان به روش همیاری و گروهی و
حل مسأله اشاره کرد که با به کارگیری وسایل و رسانه های آموزشی چون پروژکتور، نرم
افزارهای آموزشی و اسلاید و … امر یادگیری تسهیل می شود.
روشهای تدریس فعال،
خلاقیت و توانایی های دانش آموزان را در زمینه های مختلف بالا می برد و معلم به
عنوان مهمترین عامل تشکیل دهنده ی محیط آموزشی، اثربخشی خود را به اثبات می رساند.
کلید واژه ها: معلم، دانش آموز، روش
فعال.
مقدمه:
یکی از وزارتخانه های مهم
و مؤثر در تکوین  شخصیت کودکان، نوجوانان و
جوانان کشور، وزارت آموزش و پرورش است. این وزارتخانه از یک سو رسالت پرورش
انسانهای سالم، مؤمن، خلَاق، بالنده و مهارت یافته را برعهده دارد و از سوی دیگر
بار مسؤولیت دانش آموزان کشور را برای ورود به مدارسی عالی و دانشگاهها با اشتغال
مفید در جامعه به دوش می کشد. با توجه به رشد روز افزون جمعیت کشور، تنوع نیازهای
فردی و اجتماعی، گسترش علوم و تکنولوژی و ضرورت اعتلای فرهنگ و دانش عمومی و
ارتباط مؤثر تحصیلات پیش دانشگاهی با تحصیلات دانشگاهی و اشتغال در بخش های صنعتی،
خدماتی و کشاورزی، استقبال از تحصیل در دوره های گوناگون، افزایش یافته و این امر
رسالت کارکنان محیط های آموزشی را سنگین کرده است.( اسماعیلی، ۱۳۷۶) پس آموزش و
پرورش نهادی است که رسمًا وظیفه ی تعلیم و تربیت جامعه را بر عهده دارد و در این
راستا تلاش می کنند. از این رو چنین سازمانی نمی تواند نسبت به کسانی که مسؤولیت
امر مهم تعلیم و تربیت آینده سازان جامعه را عهده دار است، بی تفاوت باشد. لذا
لازم است در نخستین مرحله به عواملی توجه شود که می تواند بر افزایش کارایی معلمان
در راستای تحقیق اهداف و برنامه های آمورشی مؤثر باشد. سازمان آموزش و پرورش نیز
باید با تکیه بر یافته های علمی و توجه به علایق و نیازهای معلمان و نیز خواستها و
تمایلات آنها گامهای مؤثری در جهت افزایش کارایی آنان بردارد.
با نگاهی گذرا به
پیشرفتهای حاصله در دهه های قرن بیستم در می یابیم که کشورهایی که هم اینک از آنان
به عنوان غولهای صنعتی و قطب های تکنولوژی یاد می شود، با برنامه های دقیق و
منسجم، آموزش خود را از نوع روشهای سنتی رهانیده اند و در طی چندین سال با مدد از
ویژگیهای دامنه دار توانسته اند از اقتدار بی چون و چرای روشهای سنتی که سهم بسیار
اندکی در مقایسه با روشهای مدرن در تولید علم و دانش دارند بکاهند و به موازات این
مسأله توانسته اند شیوه های نوین تدریس را جایگزین شیوه های سنتی و ناکارآمد گذشته
بکنند.
تحلیل و بررسی شیوه های
نوین تدریس و اثربخشی آنها در امر تدریس:
یکی از اصول هفت گانه در
آموزش و پرورش اصل فعالیت است. اصل فعالیت ناظر بر این واقعیت است که هر قدر بچه
در سنین طفولیت بیشتر از برکات فعالیت آزاد برخوردار باشد، بیشتر از حس استقلال
بهره مند خواهد شد و در زندگی آینده بیشتر به خود اطمینان خواهد داشت. (باطنی،
۱۳۷۳)
نظامهای آموزشی و فعالیت
های حاکم بر آن با توجه به پیشرفت جوامع همواره دستخوش تغییر و تحول است و تحول
آموزشی، خود معلول تحول اجتماعی و تحول علوم و تکنولوژی است زیرا در یک جامعه ی
ساده نیازها ساده و روش ارضای نیازها نیز ساده است. در جوامع ساده دایره ی آموختنی
ها گاهی آن چنان محدودند که اگر کسی ادعا کند و بگوید آنچه آموختنی بود آموختم،
حرفی به گزاف نگفته است. ولی در جوامع پیشرفته و پیچیده سرعت تحول نظامهای آموزشی
چنان سریع است که هر چند سال یکبار در ساختار نظامهای آموزشی دگرگونی کلی ایجاد می
شود و این تحول به حدی است که گاهی کسانی سخن از جامعه ی بی مدرسه به میان می
آورند.( شعبانی، ۱۳۷۹)
عصری که ما در آن زندگی
می کنیم« عصر انفجاراطلاعات » نام گذاری شده است. بدیهی است که ما در این عصر نمی
توانیم با تکیه بر شیوه ای سنتی و با سعی در انباشتن ذهن و افزایش محفوظات
یادگیرندگان، تقویت نیروهای مجرد ذهنی را به عنوان مقصد، نقطه ی مطلوب و منتهی
الآمال خود در نظر بگیریم. در عصری که کتابها قبل از بیرون آمدن از زیر چاپ
اطلاعاتی کهنه می نمایند و بیشتر مشاغل نوآوری های سریع و مداوم را تجربه می کنند،
اهداف غایی و کلی تعلیم و تربیت و جهت گیری آن باید متناسب با نیازهای فرد و جامعه
تغییر کند. ( باطنی، ۱۳۷۳)
بدیهی است در چنین شرایطی
معلم نمی تواند دانش آموزان را به مثابه ی مخزن اطلاعات تصور کند. بلکه باید در
افزایش مهارت تفکر . استقلال شاگردان خود بکوشد و آنها را از مرحله ی حفظ کردن
مطالب بسوی تفکر سوق دهد.
در مدارس کنونیدیگر
نمیتوان با روشهای سنتی جامعه، افراد را بسوی یک تحول پیچیده و پیشرفته سوق داد. دیگر
نمی توان با طرز تلقی گذشته به شاگرد و تربیت او نگریست. گو اینکه اکثریت دانش
آموزان با روشهای سنتی آموزش دیده اند. چگونگی نشستن دانش آموزان سرکلاس، گوش دادن
به صدای یکنواخت معلم، حفظ کردن مطالب درسی، دلهره و اضطراب ناشی از امتحان، سرزنش
و تنبیه معلمان، فشار والدین به دانش آموزان جهت اخذ نمره ی بالا و رواج کلاسهای
خصوصی جهت گرفتن نمره از ویژگی های روش سنتی است. بنابر این بسیاری از فعالیت های
آموزشی نمی تواند دانش آموزان را مأنوس و علاقمند به یادگیری کند. فعالیت های دانش
آموزان در مدرسه با تهدید و اصرار معلم صورت می گیرد و شاگردان از تعطیلی مدارس
احساس رضایت و خرسندی دارند. در آموزش و پرورش باید طراحی آموزشی و نحوه ی ارایه ی
مطالب بر اساس علاقه و انگیزه ی دانش آموزان صورت بگیرد و به نیازهای دانش آموزان
باید مانند مجموعه ی با ارزش نگاه شود. آنجایی که اراده ی شخصی و علاقه به آموزش
وجود ندارد نظامهای آموزشی ناچارند از وسایل کمک آموزشی استفاده نمایند. استفاده
از این وسایل با آنکه با توفیق روبرو بوده است مع هذا نتوانسته اند روی علاقه و
اراده ی آموزندگان به آموزش، تأثیرات ماندنی بگذارد.( ضوابطی، ۱۳۷۴)
معلمان در فعالیتهای
آموزشی با توجه به پیشرفت علوم و فنون باید بر این باور بر برسند که در آموزش و
پرورش وظیفه معلم تنها انتقال واقعیت‌های علمی نیست. آنان باید موقعیت مطلوب
یادگیری را فراهم کنند و چگونگی اندیشیدن و چگونگی آموختن را به شاگردان بیاموزند.
اگر روش آموختن را به
دانش آموزان یاد دهیم آنها خود خواهند آموخت.
تشویق و تربیت دانش‌آموزان
به تفکر و اندیشه از اصلی‌ترین کار معلمان است در سبک انفعالی آموزش در مدارس جایی
برای کنش و واکنش متقابل و شاگرد موجود نیست.
در روش سنتی دانش آموزان
مانند اسفنجهایی در کلاس درس فرورفته و سخنرایی معلمان را جذب می کنند (چت مایرز،
۱۳۷۶) در چنین نظام آموزشی تلاشهای تربیتی کمتر تاثیر دارد و ارزشها در حد مورد
انتظار درونی می شوند. فقدان روحیه خلاقیت و ابتکار، سطحی بودن اطلاعات علمی دانش‌آموزان،
فقدان  قدرت تحلیل مسائل در یک کلام، پایین
بودن کیفیت نظام آموزشی در تربیت، امروزه ذهن بسیاری از متفکران تعلیم و تربیت را
به خود اختصاص داده است. در چنین سیستم آموزشی فقط دانش‌آموزانی که نمره بالاتری
دارند و بهتر می توانند رقابت نمایند موفق می شوند و عده زیادی از دانش آموزان
ضعیف به علت عدم موفقیت کم کم به یادگیری مطالب درسی، محیط مدرسه و حتی معلم خود
بی علاقه می شوند اینها در کلاس درس یا در خود فرو می روند یا در کلاس بی نظمی
ایجاد می کنند.
در چنین سیستمی بسیاری از
معلمین از فضای غیر فعال دانش‌آموزان در کلاسهای خویش ناراضی هستند. آنان به دنبال
روشی هستند که بتواند در دانش‌آموزان انگیزه کافی جهت کسب انجام فعالیت‌های آموزشی
ایجاد کند.
بحثی در میان دست
اندرکاران آموزش و پرورش مطرح است که چگونه می توان یادگیری را به بهترین نحو ساخت
و بازدهی را افزایش داد.
عوامل زیادی در ارتقاء
کیفیت آموزشی در آموزش و پرورش نقش دارد. کتابهای درسی، منابع و ماخذ درسی،
امکانات فیزیکی مدارس، برنامه‌های تربیتی، انگیزه دانش‌آموزان، وسایل تکنولوژی
آموزشی، برنامه های آموزشی، معلمین و…. بر کیفیت آموزش در مدارس تاثیر گذار است.
یکی از عواملی که بر
فرآیند آموزش در کلاسهای درس تاثیر دارد معلمانند. تحقیقات انجام شده در زمینه‌های
تدریس و یادگیری روشن ساخته که معلم صرفاً با داشتن معلومات، دانش و تخصص در یک
رشته تحصیلی نمی تواند آن دانش‌و تخصص را به دیگری بیاموزد. بلکه معلم و آموزنده
باید از فنون و مهارتهای خاصی نیز برخوردار باشد تا بتواند معلومات و تخصص خویش را
به دیگری یاد بدهد. به عبارت دیگر توضیح یک مطلب در کلاس درس و واداشتن
یادگیرندگان به حفظ و تکرار آن دلیل بر یادگیری مطلب نمی باشد. زیرا هدف کلی تعلیم
و تربیت در دنیای متحول امروزی ایجاد تغییرات مناسب و پایدار در رفتارهای
انسانهاست تا آنان ضمن اینکه به تکامل می رسند از زندگی رضایت بخشی نیز برخوردار باشند.
همچنانکه می دانیم امروزه
بخش قابل توجهی از علم و دانش بشر مربوط به علوم تربیتی به ویژه علم تدریس است. از
طرف دیگر تدریس هنری است ظریف و معلم به سبب سروکار داشتن با کودک، نوجوان و جوان
باید از قوه ابتکار، خلاقیت و ذوق هنری بهرمند باشد تا در شرایط و موقعیت‌های
متفاوت، فرآیند یاددهی و یادگیری را به گونه ای هدایت کند که روابط عاطفی و انسانی
معقولی بین خود و دانش‌آموزان ایجاد کند.
«میدلاین هانتر»
تدریس را فرآیند تصمیم گیری و اجرای تصمیمات قبل، هنگام و پس از آموزش به
منظور یادگیری تعریف می کند. تدریس وسیله‌ای برای یادگیری و یاددهی هدف است.
به یقین تدریس مانند حرفه
پزشکی بیشتر هنر است. به کلامی دیگر تدریس مستلزم به کارگیری استعداد و خلاقیت است
و نیز همانند پزشکی علم محسوب می شود. زیرا تدریس شامل مجموعه‌ای از فنون، شیوه‌ها
و مهارتهایی است که می توان آنها را به طور منظم بررسی کرد، توصیف نمود و بهبود
بخشید یک معلم خوب مانند یک پزشک خوب، کسی است که خلاقیت و اندیشه‌های بدیع به
مجموعه آثار پایه بیفزاید.
تدریس در لغت به معنای
یاددادن، درس دادن، آموزش دادن، آموزاندن و در اصطلاح فرآیند انتقال دانش، انتقال
مهارت و یا ایجاد نگرشی در یادگیرنده است که در آن یاددهنده فعال مطلع و آماده
آموختن است. تدریس یعنی فراتر رفتن، جایگزین کردن و گاهی شکستن چهارچوبهای روز مره
اطلاعات
ولی اکثر مربیان ما نیز
تصویری که از تدریس داشته‌اند فقط منحصراً به تدریس به شیوه سخنرانی با تاکید بر
معلم محوری بوده است و استفاده از روشهای فعال را مستلزم داشتن وقت اضافی قلمداد
نموده‌اند. در حالیکه پرواضح است اگر پیوستاری رسم کنیم که در دو سوی آن «گرایش به
معلم محوری» و «گرایش به دانش‌آموز محوری» قرار گرفته باشد. با حرکت از مرکز پیوستار
به سوی هر یک از این گرایشها حوزه عمل دیگری افزایش خواهد یافت. به عنوان مثالی
ملموس، معلم با حرکت از مرکز پیوستار بسوی معلم محوری، دانش‌آموز و نیازهای او،
نقش فعال دانش آموزان در پروسه یاددهی- یادگیری و نقش تعاملی او با دانش آموزان
دیگر و به عبارت دیگر حقوق مسلم کودک و یادگیرنده در فرآیند یاددهی- یادگیری به
ورطه فراموشی سپرده شده و حیطه عمل آن تنگ و تنگ‌تر می‌شود.
امروزه روش تدریس فعال که
بتواند فعالیت‌های دانش‌آموز ان را تقویت نموده و یادگیری را به یک جریان دو سویه
تبدیل کند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. چرا که یکی از مهم‌ترین مشکلات
یادگیری دانش‌آموزان یک جا نشستن و گوش دادن مداوم به سخنان معلم است. بسیاری از
صاحب نظران تربیتی بر این باورند که اگر ما یادگیری فعال را در محیط‌ها و موقعیت‌های
یادگیری تحقق بخشیم بهتر و موثرتر به اهداف تربیتی نایل خواهیم آمد، دیدگاهها در
زمینه یادگیری فعال متفاوت است اما نقطه مشترک مجموعه نظریات فعال بودن فراگیر در
جریان یادگیری است.
از یادگیری فعال تعاریف
مختلفی ارائه شده است که برخی از آنان به شرح ذیل است.
بالدوین: یادگیری فعال، یادگیری اثر بخشی است که فراگیرنده به طور
فعال در عمل یادگیری درگیر می شود و عمل یادگیری در کنترل خود اوست.
آزوبل: از دیدگاه آزوبل،
فعال بودن در جریان یادگیری عبارت است از ارتباط دادن موضوع جدید به ساختارشناختی
قبلی او، در این صورت یادگیری معنی‌دار خواهد شد.
دیوئی: دیوئی نیز یادگیری
را نوعی تجربه فعال توسط یادگیرنده می داند، و به جای یادگیری از طریق کتاب و
معلم، یادگیری را از طریق تجربه لازم می‌داند، و به جای کسب مهارت و فنون مجرد و
صرفاً بوسیله تمرین، کسب آنها را به عنوان وسیله‌ای برای نیل به اهداف حیاتی لازم
دانسته و به جای ارائه مطالب انتزاعی به دانش‌آموز، آماده کردن او برای دنیای در
حال تغییر را توصیه می کند.
هرگاه در جریان تدریس،
عمل سازمان دادن و ترکیب کردن مورد توجه نباشد، فعالیت پیشرفت نمی کند اینجاست که
معلم فرصت کافی برای برخورد با این مساله بدست می‌آورد. بنابراین در هر کلاس درس
توجه به دو نکته ضروری است.
۱- شاگردان را
باید تشویق کرد که میان آنچه در یک کلاس می‌آموزد با آنچه در کلاس دیگر می آموزد
ارتباط بر قرار کند. جدا ساختن یک کلاس دیگر، مانند جدا ساختن قسمتی از حقایق از
قسمت دیگر، در یک کلاس فعالیت مفهومی را مختل می‌سازد، وحدت در تعلیمات اهمیت خاص
دارد. باید به شاگردان در این زمینه کمک کرد. نکته دیگر اینکه نباید سیر عقلانی را
در برخورد به حقایق از نظر دور داشت. حقایق را که در زمینه پیدایش نظریات هستند،
باید برای بررسی نظریاتی که شاگردان می‌خواهند به عنوان نظریات متغیر بیان کنند به
کار گرفت تاکید بر هر یک از این دو جنبه، ارتباط موضوعها و سیر عقلانی در بر خورد
با حقایق جنبه دیگر را تقویت می‌کند (شریعتمداری، ۱۳۷۹)
۲- روشهای تدریس باید به
گونه‌ای باشد که تفکر انتزاعی دانش آموز را پرورش دهد و مهارتهای ذهنی او را به
بالاترین درجه خود برساند. در این مرحله دانش آموز باید در تدریس مشارکت داشته
باشد.
۳-روشها باید به گونه‌ای
انتخاب شوند که روحیه تحقق و کاوشگری را در دانش آموز پرورش داده و موجب خلاقیت در
او شود. در روش فعال استفاده از مهارتهای
ذهنی بالا، به کارگیری ابزار و گردآوری اطلاعات و طبقه بندی آنها، نتیجه
گیری و تعمیم نتایج مطرح است. این مساله با اهداف آموزش کاملاً هماهنگی  دارد. تجربه کشورهای گوناگون نشان داده است که
آموزش و پرورش باید علاوه بر رشد ذهنی به ابعاد رشد فراگیران نیز توجه کند. یعنی
کیفیت در آموزش پرورش مهم تر از کمیت است زیرا کیفیت برتر آموزش قادر است منشا
تحولاتی باشد که منجر به توانایی بیشتر فردی می‌گردد.
امروزه رشد فرهنگی و
اقتصادی هر جامعه مستلزم تربیت افرادی توانا و نیرومند است به عبارت دیگر این
کیفیت بالای آموزش است که می‌تواند چنین افراد توانمندی را تربیت و به جامعه تحویل
نماید.
کیفیت آموزش و پرورش، در
حقیقت بستگی به کیفیت عواملی دارد که در تولید این خدمت ایفای نقش می کنند و به
قرار زیر هستند.
کیفیت دانش آموزان، کیفیت
معلمین، کیفیت امکانات و تجهیزات آموزشی و کیفیت خدمات اداری و برنامه‌ریزی در
آموزش و پرورش.
امروزه کیفیت کار معلم به
عنوان یکی از عوامل مهم تعیین کننده آموزش و پرورش قلمداد می شود. در کیفیت کار
معلم عوامل بسیاری دخالت دارند. میزان تحصیلات، آموزش لازم برای تعلیم، علاقه و
انگیزه به تدریس، تعهد و مسئولیت پذیری در آموزش و پرورش، میزان تجر به و حقوق و
دستمزد دریافتی از عواملی هستند که بر کیفیت کار معلم اثر می‌گذارند.
آموزش یک امر تخصصی است.
معلم باید تعلیمات لازم را در این مورد دریافت کرده باشد نحوه ارائه مطالب در کلاس
و شناخت فراگیران در نحوه ارتباط دانش‌آموزان نیازمند آموزش است.
چنانچه معلمی چنین آموزش‌هایی
را دریافت نکرده باشد بر کیفیت تدریس در کلاس تاثیر منفی دارد.
روشهای آموزش فعال برای
شاگردان جذابیت بیشتری دارد و رابطه نزدیک‌تر بین معلم و شاگرد به وجود می‌آورد و
دانش‌آموزان بدون ترس ابراز عقیده می‌‌کنند و در نهایت مطالب درسی را بهتر می‌فهمند.
تحقیقات نشان می‌دهد که در کشورهای اروپای شرقی و در بسیاری از کشورهای در حال
توسعه بیشتر از روش تدریس مستقیم (غیر فعال) استفاده می شود. در این روش رابطه
معلم و شاگرد یک طرفه است و دانش‌آموزان نقش فعالی ندارند و نمی‌توانند تبادل نظر
کنند و محیط کلاس خشک و یکنواخت است.
در نظام آموزشی غیر فعال
تمام کوشش و فعالیت معلمان و استادان تنها در انباشتن ذهن معلمان از مشتی محفوظات
و اطلاعات خشک و بی حاصل خلاصه می شود فلسفه تعلیم و تربیت رایج آن بود که استاد
یا معلم انبانی است انباشته از دانش یا خمره ای است پر از علم و اطلاعات و بصیرت و
بایستی از آن انبان یا خمره در ظرف تهی متعلمان چیزی ریخته شود. و یا آنکه کوزه‌گری
زیردست که می تواند به طور دلخواه بر گل‌های ساده و بی رنگ کوزه‌گری نقش آفرینی
کند.
پژوهشها نشان می‌دهد که
۱۰% از اطلاعات و یافته‌های فراگیران در فاصله ۲ ماه از پایان درس به فراموشی
سپرده می شود. این فراموشی نه در مورد دانش آموزان ضعیف و یا متوسط است، بلکه
کسانی که در کلاسهای درس بهترین شاگرد بوده اند و به اصطلاح بالاترین نمره یعنی
الف را نیز گرفته‌اند (حسینی، ۱۳۷۹)
در روش تدریس رسمی که در
آموزش و پرورش مرسوم است معلم یا استاد کنترل کننده و سخنگو می باشد. شاگردان فقط
باید گوش کنند و در صورت لزوم پرسشهای خود را در هنگام درس دادن و یا در آخر وقت
از معلم بپرسند. معلم یا جزوه می گوید و یا کتاب درسی را به روش سخنرانی درس می
دهد و یا در خارج از کلاس به ازای تعلیم علم خصوصی از مردم پول دریافت می کند.
نمره قبولی برای دانش‌آموزان
در واقع مهم ترین عامل برای کنترل کیفیت آموزشی است. و عامل خوبی برای افزایش ارزش
مدارک تحصیلی است. ارزشیابی و امتحانات چون غربالی برای جدا کردن افراد صلاحیت دار
از بی صلاحیت به کار می روند.
اکثر متخصصان آموزشی
معتقدند که برای جذب بهتر محتوای آموزشی لازم است که شاگردان به صورت فعال، شنیده‌ها
و تجارب خود را درباره محیط به نحوی تنظیم کند که یافته ها و اطلاعات جزئی بخشی از
ساختارشناختی پایدار آنان شود، این امر امکان پذیر نیست، مگر اینکه شاگردان نسبت به
اطلاعات و معلومات مورد نظر احساس نیاز کنند. فراگیر در هر سنی که باشد به تناسب
ساختار شناختی خود با مسائل و مشکلاتی مواجه است و برای حل این مشکلات، نیاز به
راه حل علمی و منطقی دارد. اگر او در مدرسه راه حل‌های علمی و منطقی را بیاموزد،
خود بدنبال حل مسائل خواهد رفت.
شاگردان دریادگیری از
طریق حل مسئله با بهره گیری از تجارب و دانسته های پیشین خود، درباره رویدادهای
محیط خود می‌اندیشند تا مشکلی را که با آن مواجه شده‌ اند به نحو قابل قبولی حل
کنند.
افت تحصیلی از معضلاتی
است که خسارت جبران ناپذیری از جمله مادی و معنوی بر جامعه وارد می‌کند. یکی از
عواملی به وجود آورنده این معضل، عدم برنامه ریزی صحیح آموزشی است برنامه ریزی
درسی علاوه بر برنامه‌های کلان آموزشی که توسط متخصصان امور طراحی می شود به
روشهای تدریس و طراحی درسی معلمان و اعتقادات و باورهای معلمان نیز مربوط می شود.
معلم بایستی شاگردان را
در وضعیتی قرار دهد که او فرضیه‌های خود را از راه پژوهش و کاوش و به مدد شواهد
موجود یا گردآوری شده آزمایش کند و شخصاًُ از آنها نتیجه گیری کند و ضمن رسیدن به
هدف مورد نظر، از روشهای دانش آموزی و جمع‌آوری اطلاعات نیز آگاه شود
نکته ی مهم این است که
معلم باید در مورد موضوع مورد نظر اطلاعات و تسلط کافی داشته باشد و منابع مربوط
به موضوع را به خوبی بشناسد و به دانش آموز انتقال دهد. در غیر این صورت هدایت و
رهبری او کمک زیادی به دانش آموز نمی کند. از طرفی داشتن امکانات کافی نیز لازمه ی
کار است. به عنوان مثال معلم عربی که تحقیقی کوتاه در رابطه با اشعار حافظ را به
دانش آموزان محول می کند، آیا کتابهای مربوط به این موضوع را می شناسد؟ آیا در
صورت لزوم خود توانایی کافی برای ترجمه و توضیح اشعار عربی حافظ را دارد؟ آیا
امکان استفاده از کتابخانه و اینترنت و … وجود دارد؟ آیا معلم به اندازه ی کافی
وقت دارد که به دانش آموز اخنصاص دهد؟ در روش تحقیق، مطالعه می تواند به صورت
گروهی و یا مستقل صورت گیرد. بنابراین هر کس می تواند قسمتی از کار را انجام داده
و نظر خود را در جمع بیان کند. این امر دانش آموز را برای واکنش در برابر محیط
آماده می کند و در نتیجه منجر به نظم اجتماعی نیز می شود. ( albayan.blogfa )
چرا که امروزه ملت‌ها
به نیروهای  انسانی جدید و متفکران نواندیش
نیاز دارند با آنکه آموختن مهارتهایی، مانند خواندن، نوشتن و حساب کردن هنوز مهم و
اساسی‌اند‘ دیگر کافی به نظر نمی رسند اکنون از مسئولین مدارس انتظار می رود دانش
آموزانی تربیت کنند که از ادراک، دانش‌ و مهارت برخوردار باشند و بتوانند معلومات
خود را به کار گیرند‘ مفاهیم را از دیدگاههای متفاوت بنگرند، عملکردی موثر داشته
باشند‘ اندیشه‌ها و نظرات را با استدلالهای دقیق و به طور مستند ارزیابی کنند، از
روشهای تحقیق برای بررسی مسائل بهره گیرند، با کیفیت به کار بپردازند، معیارهایی
را بشناسند که نشانه عملکرد درست است و مسائل جدید را که قبلاً با آنها مواجه
نشدند حل کنند. در جامعه پژوهشگران این توافق فزاینده وجود دارد که دانش‌آموزان
باید از یادگیریهای سطحی و مبتنی بر حافظه و تکرار فراتر رفته، به سوی مهارتهای
قابل تجربه و تحلیل و ارزشیابی حرکت کنند.(صفوی، ۱۳۸۲)
در شیوه های فعال تدریس
بین معلم و دانش آموز یک تعامل دو طرفه و گاهی چند جانبه برقرار است. کلاس محیط
مناسب برای فرآیند یادگیری و یاددهی است.
دانش آموز پویا، پرسشگر و
به دنبال چرای مسأله است و معلم نیز دانش آموز را به سمت مطالب درسی وحل مسأله
هدایت می کند. گاهی معلم با طرح یک سؤال و پرسش مناسب موضوع مورد بحث را مطرح
نموده و دانش آموز را وادار به تفکرواندیشیدن پیرامون آن می نماید. کاری که سقراط
دردهه های نخستین انجام می داد
در این هم اندیشی دو طرفه
شوق و علاقه آموختن در مخاطب زیاد می شود و علاوه بر آن کلاس درس از یکنواختی خارج
می شود که نمونه ی بارز آن در روشهای همیاری، مشارکتی که با گروه بندی فراگیران
صورت می گیرد، مشاهده می شود. البته گروه بندی صرفا به این معنی نیست که فقط
فراگیران به گروه های ۳، ۴ و یا ۵ نفره تقسیم شوند بلکه باید چگونگی فعالیت را
برای فراگیران شرح دهیم. علاوه بر فعالیت اعضای گروه، گروه ها نیز باید با هم
تبادل نظر داشته باشند. در این مرحله معلم راهنما و سازمان دهنده می باشد. به همین
علت از معلم به عنوان مدیر یادگیری نام می برند.
از محاسن کارهای گروهی:
۱٫ پذیرش
مسؤولیت در گروه.
۲٫ تشویق
به اندیشیدن.
۳٫ بروز
حس خلاقیت و ابتکار.
۴٫ تقویت
خوب شنیدن و استدلال کردن.
۵٫ عادت
کردن به خواندن دقیق کتاب و عمیق یاد گرفتن مطالب آن.
یکی دیگر از روشهای مؤثر
در فرآیند تدریس، استفاده از تکنولوژی آموزشی کامپیوتر می باشد.
با گذشت زمان و اختراع
وسایل پیشرفته ی آموزشی وگسترش علوم و فنون، کار آموزش علم از روش سنتی خارج شده و
وسایل آموزشی که تا چند سال اخیر به تخته، گچ، اورهد، پروژکتور، اسلاید ناطق،
رادیو و فیلم خلاصه می شد، چند سالی است که کامپیوتر هم به عنوان وسایل کمک آموزشی
بدانها اضافه شده است.
فعالیت های مربوط به
کاربرد رایانه:
۱- استفاده از cd و نرم افزار
آموزشی.
۲- پژوهش در سایت ها و
وبلاگ در مورد موضوع مورد نظر دروس مختلف.
از تمامی مراحل تدریس
تنها چیزی که این فعالیت ها را استمرار می بخشد و آن را پایدار نگه می دارد، سه
اصل مهم می باشد که بر هر معلمی لازم است از آنها آگاهی داشته باشد:
۱- اطلاع از اصول
روانشناسی.
۲- معلومات کافی در رشته
ی مورد تدریس.
۳- مهارت علمی و تجربه ی
کافی. ( (www.arabi maz
روشهای
تدریس فعال، خلاقیت و توانایی های دانش آموزان را در زمینه های مختلف بالا می برد
و معلم به  عنوان مهمترین عامل تشکیل دهنده
ی محیط آموزشی، اثربخشی خود را به اثبات می رساند.
نتیجه گیری:
روشهای تربیتی و آموزشی
ما نباید بر محور قیمومیت بر شاگردان باشند بلکه باید شرایط لازم را برای
خودراهبری و خودآموزی نسل جوان فراهم کرد. خلاقیت هرگز با زور و اجبار نمی جوشد.
همچنانکه یک غنچه را به زور نمی توان تبدیل به گل کرد و شکوفا نمود بلکه باید
زمینه های رشد آن را فراهم نمود.
نوآوری و ابداع نیازمند
فروریختن قالب های قبلی و نظامهای تحمیلی ذهنی است. انسانهایی می توانند واجد
نوآوری و دستاوردهای جدید باشند که قبل از ساماندهی آموخته های قبلی خود، اندیشه و
تفکر خود را از نظامهای تحمیلی گذشته برهانند و آزاد سازند و به دنبال سازماندهی
جدید متناوب با دستاوردهای جدید باشند وگرنه فکر کردن بر اساس انتظارات مشخص و هم
سو با نظامهای فکری قبلی نمی توانند مولد زاییدگی و آفرینندگی باشد.
در بعد نگرش باید اهداف
بلندتر، عمیق تر و اساسی تر را برای آموزش و پرورش ترسیم کرد که فراتر از
سوادآموزی باشد. از این رو آموزش در قرن ۲۱ بر ۴ ستون استوار است:
آموزش برای یادگیری به
عنوان اولین گام- آموزش برای عمل کردن- آموزش برای زیستن و آموزش برای همزیستی
مسالمت آمیز با دیگران. طبیعی است که وصول به اهداف مذکور با روشهای سنتی و
ناکارآمد نمی تواند همراه باشد. بنابراین تغییر و اصلاح روشها از مهمترین مسائل
فردی در آموزش و پرورش کنونی است. همراه شدن با عصر اطلاعات و عقب نماندن از قافله
ی علوم و فنون بشری نیازمند مرکبی به نام تکنولوژی و فناوری اطلاعات و ارتباطات
است. چرا که امروزه تکنولوژی و فناوری جزئی از زندگی انسانها شده است.

دیدگاه کاربران
  • اکرک 16 شهریور 1399

    مطالب مفیدی بود. متشکرم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *